تشیع جنازه
سه شنبه دهم آذر 1388سکو : دی دارم حساب و کتاب میکنم . بیو بشین چند تا سوال هم از تو دارم . دی شما میانگین ماهی چند بار میرین فاتحه ؟؟؟
دی : گوش شیطون کر , ریم ( روم ) به دیوار , انشالله همه زنده ی 120 ساله باشن , والا دی ما خو تا کسی زنده هسی ریش نمیریم , همی که میمیره فاتخه اش , سومش , هفته اش , سالش , عیدش میس نمیکنیم , اگه راستش بگم ما حداقل ماهی 4 بار میریم فاتحه .
سکو : دی تو هم خارجیت خوب شد ها با " میس نمیکنیمت " خیلی حال کردم . بگذریم , هر فاتحه ی که میرین حداقل چقه آدم میاد ؟؟
دی : بستگی به مرده اش داره , اگه مرده ی کو یا بچه هاش آدم پیل داری باشن , خیلی آدم میاد دی , فکر کنم بیش از 2000 نفر , ولی اگه آدم بدبختی باشه دی , 100 نفر هم سیش نمیاد , دی آدم پیل دارو مرده نش هم قشنگه , باید سی خوت بیی سیل کنی ایقه ماشین ی قشنگ فشنگی میاد , مرده اش هم با بنز میبرن قبرستون ولی اگه آدم فقیرو باشه با پیکان هم زوری میبرنش . البته دی بستگی به محله اش هم داره ها , اگه مرده ی کو تو محله ای بدبختا باشه همساده ها سی خاردن چاس ( نهار ) کو هم به خوشون زحمت میدن و میان فاتحه ولی اگه تو محله ی پیلدار ها باشه فقط سی کلاس گذاشتن و حاضری زدن میان .
سکو : خدا را شکر ما هم آدم پیلداری هسیم , هم تو محله ای بدبختا زندگی نمیکنیم .
دی : چه گفتی سکو ؟؟؟
سکو : هیچی دی , میخام بگم امروز یه خبری فهمیدم از بچه ها که اگه عملی ش کنیم نون مون تو روغن ه , دیگه احتیاج نی بوام بیلیم زیر فشار سی جهیزیه , خومون می تنیم با پیله ی ( پول ) که بدست میاریم کلی چی بخریم .
دی : سکو قرار سی مون سهام عدالت بدن ؟؟؟ خدا را هزار مرتبه شکر
سکو : دی دلت خشنااااا , سهام کجا بیدا . همی هم که داریم ازمون ورندارن باید خدا را شکر کنیم . داشتم حساب میکردم قوم هامون ( فامیل ها ) حدود 1000 نفری میشن . دی خدا را شکر ما بوشهری ها هرچی کم داشته باشیم قوم کم نداریم , تا دلت بخا بچه ساخیتم و قوم زیاد کردیم . اگه همساده ها , دوست ها و همکارهای بوام و آشناها هم ری هم بگیم 1000 نفر , میشه کلا 2000 نفر میان که کلا میشه 20 میلیون تومن . جهزیه مو کامل میشه , دیگه هیچ غمی نداریم .
دی : سکو داری چه حساب میکنی ؟؟؟ 20 میلیون از کجا گیرت میاد ؟؟
سکو : دی بیل ( بذار ) اول خبرکو سیت بخونم بعدا سیت میگم :
حدود ۱ میلیون و 600 هزار نفر در قرعه کشی بلیط مراسم
تشیع جنازه ی مایکل جکسون شرکت کردند که لازم به ذکر است فقط ۱۷,۵۰۰ نفر
توانایی بردن بلیط را داشته اند.این مراسم در مرکز Staples لس آنجلس برگزار شد . بلیط این مراسم به مبلغ ۱۰,۰۰۰ دلار فروخته شد.
دی حساب کردم اگه بوام بمیره و 2000 نفر سی تشیع جنازه
اش بیان و از هر کوموشون ( کدوم شون ) 10 هزار تومن بگیریم کلا 20
میلیون گیرمون میاد .
گنجشک مدرن
چهارشنبه چهارم آذر 1388پرام ژل مشتی زده بیدم و ری خوم شیشه ی ادکن JOOP خالی کرده بیدم و شلوار لی تنگی هم برم بی و گوشی آیفون هم تو گوشم و داشتم U2 گوش میدادم و سی خوم هد میزدم وو ول میگشتم تو آسمون که از دیر ( دور ) جیکو دیدم . بنگش دادم ( صداش زدم ) جیکووووووووو جیکووووووووووو . دیدم جیکو سرش واگردوند و سیل عاقل اندر خری به ما کردو اومدم سمت ما . دیدم جیکو گلهلو ( پریشان ) و صورتش هم پر از مین ( مو ) شده اصلا اعصاب محصاب تعطیله تعطیله . سیش گفتم فکر کنم خیلی وقته که تیغ اختراع شده و تازگی ها هم ژیلت تیغه ی turbo خوبی ساخته و رونه ی بازار کرده . جیکو گفت : فکر کنم کف گوجیکی ( هم معنی کف گرگی ) تو face ت نخورده که نفهمیدی هروقت مو اعصاب ندارم بام شوخی نکنی . گفتم حالا چه شده ؟؟؟ از دانشگاه اخراجت کردن یا بوات پیل توجیبیت نداده ؟؟؟
گفت : نه عامو یه خبری فهمیدم , کلا رختم به هم . چند روز پیش یه خبری تو روزنامه ی که بچه ی همساده توش نیم کلیو برنج سیم تو حیاط گذاشته بید خوندم , کلک و پرم ریخته .
مديرکل استاندارد استان تهران در يک اظهارنظر قطعي از وجود سموم آرسنيک و سرب در برنج هاي وارداتي (هندي) خبر داد و مردم را به مصرف نکردن از 13 نوع برنج وارداتي مسموم دعوت کرد.
گفتم : جیکو ای خبرکو که مال چند ماه پیشه تو الان فهمیدیه ؟؟؟
گفت : والا مو هم مثل آدم ها روزنامه خیلی کم میخونم چون نمی خوام چیشام کم سو بشه وو پیل دکتر و دوا بدم . چند روزی میدیم که آدم ها برنجی که قبلا دم دلشون چسبیده بی سی ما میریزنا ولی فکر میکردم کمی حیوون دوست شدن و نمی خوان ما نسلمون منقرض بشه ولی حالا میفهمم که چون بدردشون نمیخورده سی ما حوالش میکردن . امون از دست ای آدم ها که همه چیزهای خو ( خوب ) سی خوشونه و آت و آشغال نصیب ما میکنند , بعد هم میگن سیچه گوجیکا ( گنجشک ها ) ناقص الخلقه هسن , اصلا فکر زن و بچه ی بدبخت ما نیسن که ای برنجا میخارن .
گفتم : اولا جیکو فکر نکنم آدم ها برنجی که کیلو خدا تومن میسونند با اینکه مسموم هم باشه سی ما بدن , آخه ایقه بچه های خوشون گشنه هسن که چی ته بشقابشون نمونه , دوما حالا که گفتی هند یادم اومد عبدو هم همونجان شاید کار کاره او باشه , چون هرچی بدبختیه زیر سر اوه .
جیکو گفت ول ای حرفا کنا , مو دیگه زهلم میشو از دس ای آدم ها چی بگیرم , خیلی گشنمه چه بکنیم ؟؟
گفتم صبر کن تو گوگل مپ ( googel map ) بگردم ای اطراف باغسونی هسی که بریم یه چی بخاریم یا نه , لپ تاپ از کولیم در اوردم و گشتم دیدم 2 کیلومتری مون یه زمین غله ای هسی , با جیکو جلدی رفتیم اونجا , یدفعه جیکو یه قاره ای ( فریاد ) داد که قدبند ( کمربند ) شلوارم پکید . گفتم چته عامو ؟؟؟؟ زهلم ترکوندیا . گفت : سی کو اونجا یه آدم ویساده و چوو ( چوب ) دسشه , بریم حتما میزنه مون .
گفتم : عقب افتاده , اوو که تو میبینی مترسکه که آدم ها میلن تا ما زهلمون بره ولی ای آدم های احمق نمی فهمون گوجیک قرن 21 از ای چی ها زهلش نمیشو , حالا بیو سر رکه ی ( عمدا ) آدم ها هم شده بریم کلی سی خومون غذا بخوریم , کمی هم خرابی کنیم بعد بیرم خونه سی خومون سریال لاست سی کنیم , بوام جدیدا LCD خریده .
پیل موبایل
جمعه بیست و نهم آبان 1388 سلام بر همه ی
دوستان و همشهری عزیز . متشکرم از راهنمایی و انتقاد های مفیدتان .
انشالله بتونم با مطالب بهتر جبران مهربانی هایتان رو بکنم . عذر خواهی
برای غیبت این چند مدت .
مطلب اخیر از داداش گلم روح الله است :
سوار سرویس های کولر دار دانشگاه بیدم و راحت سی خوم داشتم تو اتوبوس روزنامه میخوندم , آخه اتوبوس ها بیشتر از ظرفیتشون سوار نمیکنند و آدم میتونه راحت مثل بچه ی آدم بشین ری صندلی و سی خوش روزنامه یا کتاب بخونه و ایقه اتوبوس ساکته که فکر میکنی امدی کتابخونه , البته ای طوری که قول دادنه سی راحتی دانشجوها میخوان از عالی شهر تا مرکز شهر مترو هوای بزارن که وقت کمتر هدر بره . داشتم مطلب درباره خصوصی سازی و واگذاری ادارات دولتی به شرکت های خصوصی میخوندم که چشمم افتاد به خبر واگذاری مخابرات ایران به یک شرکت خصوصی . پیش خوم گفتم خدا را شکر ایران هم داره پیشرفت میکنه چون همه جای دنیا وقتی خصوصی سازی میشه رقابت و بهتر سرویس دادن بچیش میخوره و مردم از امکانات بهتر و راحت تری برخوردار میشن . تو همی فکرا بیدم که رسیدم خونه و دیدم نامه رسون قبض موبایل اورده خونه و وقتی سیلش کردم خصوصی سازی تو چیشم سیاه واوی .
داشتم ماشین بوای کو میشستم که بوام اومد تو خونه .
بوام : بوا ماشینکو کمرنگ کردینا از بس شستینش . اگه پیل میخین مثل بچه ی آدم بگین تا سیتون بدم , چکار ماشینکو دارین , ای کارا از عبدو ارنک ( ناقولا ) یاد گرفتیننا .
*سلام بوا خسته نباشی . برو بشین تو خونه زیر کولر تا برم یه چی ( چای ) سیت بیارم سر حال واوی . راستی بوا وضع دخل مغازه چورنا ؟
بوام : حتما دوباره پیل می خی نه ؟ خفهم کردین تو و او کوکات عبدو . هی گُر و گُر پیل می گیرینا . آدم یه پیل نکشیده ای داشته بو سی کیچه رفتن تو و عبدو . فقط دسی دارین سی پیل خرج کردن .
دیم ( مادرم ) : ها حاجی دسشو تو جیبِ خوشون نی نه . عامو بیلین بواتون نفس بکشا .
بوام : سیل مردم هم نمیکنین ؟؟؟ ، ماشاالله , نُمه خدا اونا هم بچه ساختن ما هم بچه ساختیم . تقصیر بوام بی که می گفت تو روح كسي كه دلش وو اولاد خش بكنه . مردم بچه می سازن عصای دسشون بو , مال ما واوید چو ( چوب ) تو ....... .
* بوا سیچه ترش می کنیا می مو گفتم بسازی , تقصیر ای فیلم ی ایرانی که هر دقیقه سی شما یاد داده بگین : جونیم سیتون گذاشتم , خوم سیتون پیر کردم و از ای حرف ها . بعدش هم زندگی خرج داره ، حالا یه ماشینی سیمون خریدیا تو جیگرمون درش بیار . عامو پیل موبایلم اومده خو .
بوام : سیچه غاره می دیا ؟ سی گپ زدنش ؟ ما گفتیم ای عاقلوشه . حالا چه قه اومده ؟
*می گن تعرفه هاش ورداشتن , چون خصوصی سازی واویده و دیگه داریم مثل کشورهای پیشرفته ی دنیا میشیم به جونه عامم ( عمه ) . واویده 53800 تومن .
بوام : چه قه ؟ مو که بواتم کمتر اومده خو .
*خوو که با دختری گپ نمی زنیم . تمام حرف زدنم فقط با عبدو بیده .
بوام : خوت خری بوا . ادبارتر تو و عبدو کسی دیگه نی . خُت و عبدو فکر می کنین مو اینجا پیل چاپ میکنم .
*چه کار عبدو بخت برگشته دارینا . حالا نیسش نِه . بوا ایم مثل مناظرات ریاست جمهوری برای فرد غائب وقت دفاع پیدا میشه ها
بوام : ای قه توهم گپ نزنا . از موقعی که تو و عبدو پا گرفتینا نِفسم کُل ( بند ) کردین . می فهمُم همه اش زیر سرِ عبدو ارنکه . حالا زنگ بزنو بگو پیل می خوام .
* به قول شاعر پسر کو ندارد نشان از پدر . سیل مینات کن همه اش سفید واویده . 170 سال زنده بویی اما باپیرم هم همه ی زمین و باغ ها ول کرد و ره .
بوام : حالا که ای گپکو زدی کور ویمی خُت پیل می دی , مو که پیل بده نیستم .
پ ن : خدا جون متشکرم که مجدد غرورم را شکستی تا درس عبرتی بشود و یاد بگیرم که هیچ کس ارزش غرورم را ندارد .
درخواست انتقاد و پیشنهاد
شنبه شانزدهم آبان 1388سلام بر همه ی دوستان و همشهری های عزیز . معذرت خواهی میکنم برای غیبت چند روز ام و امیدوارم مرا به بزرگواری خودتون ببخشید . بعد از امتحانات پرکارتر و شادتر شروع خواهم کرد .
از همه ی دوستان که تا کنون همیشه من رو از لطف بی کران خودشون بی بهره نگذاشته اند خواهشمندم که اگر انتقاد و پیشنهادی درباره ی مطالب و نوشته ها و طرز بیان واژه ها و هر چیز دیگر که فکر میکنند به بهتر شدن وبلاگ کمک میکند به اینجانب گوشزد کنند . خوشحال میشوم کسی به من کمک کند و همیشه از انتقاد که میتواند تغییرات اساسی در زندگی آدم داشته باشد استقبال میکردم و میکنم .
خواهشمندم که بجای تمجید و تعریف فقط انتقاد و پیشنهاد باشد که بتوانم با بررسی این انتقاد ها و پیشنهادات مطالب بهتر و شادتری داشته باشم .
نظرات و گفته ها تایید نمیشوند و بصورت خصوصی برای خود من فقط نمایش داده میشوند پس راحت باشید و هرچه دل تنگتان میخواهد بگوید .
پیشاپیش از همه دوستان و همشهری های عزیزم که از جانم بیشتر آنها رو دوست دارم کمال تشکر و سپاسگذاری دارم .
شاد و خرسند باشید
رضا ( عبدو )
حرف های زنانه
جمعه بیست و چهارم مهر 1388گپت به دلم نشست ددا , اصلا حرف دل مو زدی . راس میگی , همه ی مردا سرا پا یه کرباسن , حالم ازشون به هم میخوره , مشت آدم چپلی . فکر میکنند از دماغ فیل افتادنه , نمی فهممند اگه ما نباشیم اونها نمی تنن اوو پوزشون هم بالا بکشن چه برسه که بتونن کاری انجام بدن . تو طول تاریخ همیشه ما تو سری خور بیدیمه و همیشه کلفتی مردها کردیمه , هر سال کم مون ( شکم ) تو دست و پامون بیده وگر و گر بچه میساختیم سیشون . اصلا بذار برن گم شن میخوام سر به تنشون نباشه . هر روز زهلم میره که نکنه غذام بسوزه و از شوهرکو یه کتک مفصل بخارم . بنازم به تو که جرات داشتی و بدون حجاب رفتی تو مجلس کشورتازه بدوران رسیده که از استان بوشهر هم کوچکتره و زمانی ما مسخره تون میکردیم و حالا شما . ما خو باید وقتی می خیم بریم صحرا حواسمون باشه که مینامون پیدا نباشه وگرنه شوهرکو اوقات تهلی میکنه و اگه شوهر کو حرفی نزنه کارمون به کمیته و پلیس میکشه . حمدالله اینجا آدم فضول و بی کار کم نی . مثل خر کیف کردم وقتی فهمیدم جوابی دادی که نشیمانگاشون سووخت , اوووفییییییی راحت شدم ما .
دو نماینده زن مجلس کویت با خودداری از رعایت حجاب در طول برگزاری یکی از جلسات مجلس کویت، جنبش اسلامگرای این کشور را به چالش کشیدهاند. این دو نماینده از 4 نماینده ی زنی است که برای نخستین بار در تاریخ کویت وارد مجلس ملی این کشور شدند . یکی از نماینده های زن که مدرک دکترای خود را از ایالات متحده گرفته است در مصاحبه با روزنامه انگلیسی زبان تلگراف میگوید : شما نمیتوانید زنی را که در حال رفتن به بازار و یا کار است مجبور کنید حجاب بپوشد. اینجا عربستان سعودی یا ایران نیست.
ولی خومون هسیما , تو مدرک دکترا گرفتی ولی ما فقط فکر گت کردن لونج و کوچیک کردن پوزمون هسیم بعضی وقت ها هم دوتا سیلاغ تو لپامون میلیم , ایقه آرایش میکنیم که رتبه ی اول مصرف مواد آرایشی تو دنیا داریم و ساعات ها جلو آیینه ویمیسم و غصه میخوریم که سیچه هیکلمون ای طوریه و سیچه اینجامون چاق و سیچه اینجامون لاغر. تو طول سال 1 ساعت کتاب نمی خونیم و اگه هم بخونیم یا رمان می خونیم یا کتاب چگونه خوشگل شویم . ایقه سر خومون با چیزهای الکی گرم میکنیم که اصلا هدفامون فراموش کردیمه . فکر نمیکنیم که اگه ما پیشرفت کنیم و باسوادتر بشیم بدرد بچه هامون میخوره و میتونیم بچه های بهتری تربیت کنیم . دادا سرت درد اوردم , ما خو تو گپ زدن کم نمیاریم ولی میفهموم تو خیلی کار داری ,ریم سیا , شرمنده ها , یه سوالی دارم , ای لباس کو که تنته از کجا خریدیه و قیمتش چنده ؟؟؟ خیلی قشنگه , میخام بخرم و برم پیش خواهر شوهرم فیس کنم .
پ . ن :
خاطراتم را برای درس گرفتن دوست دارم .
خاطراتم , خاطرات بچگی .
خاطراتم , خاطرات عاشقی .
توهم زدگی
سه شنبه سی و یکم شهریور 1388عبدو : الو بوا , الو بوا , سلام . خوبی بوا ؟؟؟ خش میگذره ؟؟؟ دلم بوا سیت قده نخودی شده . دیشو خووت ( خوابت ) دیدم , ایقه تو خوو ماچت کردم و تو مثل همیشه مهربون و خندون بیدی .
بوام : خوتی بوا . چقه پیل می خهی ؟؟؟ حرف آخرت اول بزن .
عبدو : حالا سی کنا , قربون صدقه اش میریم باور نمیکنه . پیل چنن بوا تن تو سالم باشه ها , زنده ی 120 ساله باشی و سایه ای پربارت ری سر ما . راستی بوا یه سوال دارم : ما اصالتا ایرانی هسیم یا نه ؟؟؟ یعنی جد اندر جدمون ایرانی هسی یا نه ؟؟؟؟
بوام : چیفهموم بوا . ولی یادم میاد عاموم می گفت ما تا 4 جدمون ایرانی بیده ولی قبلش نمی فهموم بوا .
عبدو : همو که از خدا 2 سال کوچیکتر بید ؟؟؟ همو که که تو قیلونش ( قلیان ) فلفل میرختم ؟؟؟
بوام : ها بوا , جن بزنت همو , هم که با نی قیلون کینت کباب میکه .
عبدو : پس اگه ایرانی هسیم , مو دیگه درس نمی خونم .
بوام : سیچه بوا , مگه چه شده ؟؟؟؟
عبدو : نه بوا , مو دیگه درس نمی خونم . سیچه درس بخونم ؟؟؟ که چه بشه ؟؟؟ جوونیم بیلم سی چه ؟؟؟
بوام : لا اله الا الله , بوا شیطون تو جلدت رفته . اووت کمه , نونت کمه , چه مرگتن ؟؟؟ بشین مثل بچه ی آدم درس بخون , سی خوت کسی بشی ها . فردا بشینی پشت میز , خدا بنده نباشی . یه آدم فقیری بیا پیشت عوض آدم نگیریش . اصلا طوری فیس بگیرتت که هیچکی دیگه نشناسی , خدا و بنده ی خدا پاکی یادت بره .
عبدو : نه بوا , تصمیم گرفتم دیگه درس نخونم . درس بخونم که فردا که مرده م دیگرون از اسمم استفاده کنن ؟؟؟ دیگرون فیس کنن که مو به جای رسیدم ؟؟ نه بوا , درس بخونم که چه بشه ؟؟ خوم پیر کنم سیچه ؟؟؟
بوام : نمی فهموم چه آزاریت شده . تو باید زن بگیری تا آدم بشی و قدر حالات بفهمی .
عبدو : بوا تو دوباره برگشتی سر خونه ی اولت خو . هرچی میشه میگی باید زن بگیری . میگم بوا سرما خوردم , میگی درمونش زنه . میگم خارجی ها وقتی میفهمن ایرانی هسیم مهل سگ بهمون نمیلن , میگی بوا چارش زنه . خدا وکیلی بوا شما جنوبی ها غیر زن دادن بچه هاتون ( پسرها ) و شوهر دادن دختراتون دغدغه ی دیگه ی هم دارین ؟؟؟
بوام : تو به ای کارا کار نداشته باش بچه , بگو چه مرگت شده که نمی خیی درس بخونی ؟؟؟
عبدو : درس بخونم که چه بشه . درس بخونم که فردا که مرده ام مثل ابن سینا و ابوریحان بیرونی عربا اسمم بدزدن و بگم مال اونها هسم ؟؟؟؟ فیلمم بسازن یا تمبر سیم چاپ کنن ؟؟؟ اونها صاحب ندارن و نمی تونن از حق خوشون دفاع کنن ولی مو که زنده هسم . حالا فهمیدی سیچه میگم درس نمی خونم ؟؟؟؟
دولت عربستان سعودی، در یک اقدام بیسابقه، با استفاده از برنامههای انیمیشن در برنامههای کودک و نوجوان کانالهای تلویزیونی خود ، دانشمندان بنام ایرانی را به نفع جهان عرب مصادره و به کودکان عرب این گونه القاء میکند که این دانشمندان اجداد عربی شما هستند!! در این برنامه که به صورت آموزشی تدوین شده است، ابوریحان بیرونی، خوارزمی، ابونصر فارابی، ابو علی سینا و دهها دانشمند و محقق دیگر ایرانی، با ملیت عربی معرفی شدهاند و در پایان هر برنامه، راوی این برنامه به کودکان جهان عرب میگوید که ما باید با اجداد دانشمند خود آشنا شویم . همچنین اقدام اخیر کویتی ها در چاپ تمبر یادبود ابن سینا به عنوان دانشمند بزرگ عرب!
بوام : بچه برو بخوس که فشار درس ها ریت تاثیر گذاشته ها , توهم زدیه بوا . سی کو خوش با کی مقایسه میکنه ها ؟؟؟ تو خونه پرش بعد درس ت باید بیی کنار خوم کواب ( کباب ) سیخ کنی .
این مکالمه تلفنی حقیقت ندارد و فقط ساخته ی فکر است .
شر سوز
دوشنبه شانزدهم شهریور 1388عبدو مارکوپولو قبل از انتخابات تازه از تهرون برگشته بی بوشهر . به قول بوام مارکوپولو هم ایقه که تو سفر میکنی , سفر نکرد , بچه بیشین تو خونه تا ببینیمت . چند ماهی که ایران بیدم میانگین دو هفته ای یک سفر داشتم سی ای میگن کلاس هااااااااااااا . خلاصه اومدم خونه سی بوام گفتم , تبریک میگم کنار مغازه ت یه پیر ( امامزاده ) پیدا شده , مثل اینکه خیلی هم شفا میده چون قده پنجره فولاد شرُ ( بند ) سوز دُمش هلنگا بید . بوام سری تکون داد و تفکش قیط داد و گفت : عبدو تو باز ارنک شدی ؟؟؟ بوا شوخی , شوخی , با اعتقادات هم شوخی ؟؟؟؟ گفتم : بخدا بوا , عبدوت کفن کنی کنار مغازت دیدم , ری در یه مغازه ی مردم شُر سوز بستند , گمون کردم پیر جدیدی پیدا واویده . بوام گفت : مو نمیفهموم تو کی می خیی آدم واوی ولی او چیزی که تو دیدی پیر نبیده بوا , ای یه نوع تبلیغات هسی سی یکی از کاندیدا ها . گفتم : راس میگی ؟؟؟؟ مو که می خواستم برم یه قفل گتی بخرم وصل کن تا شاید بخت دخترهای فامیل واز بشه , پس ای کارکو نکنم ؟؟؟؟ بوام گفت : لا اله الا الله , ای بچکو باز ارنک شوووووووووو . بوا برس , استراحت بکن , بعد شروع کن به چرت و پرت گفتن .
رفتم پیش ننه ام ( مادربزرگم ) دست کردم تو کیفم یه شُز سوزی که دوستام تو تهرون سیم داده بیدن در اوردم دادم دسش و سیش گفتم : ننه ای شُر سوز کربلان , بچه ها از کربلا سیم اوردنن , برداشتم مخصوص سی تو , ای شُر کو خیلی ها شفا داده , بخت خیلی ها واز کرده تو ای چند روزکو , بچه ها دم کیفاشون , کفششون , سرشون , بازوشون , مچشون میبندن و منتظر شفا هسن , نمی فهمن که شفا دس خدان نه دس ای شُر کو . ای شُر کو برداشتم فقط و فقط سی تو . ننه ام شُر کو برداشت , ماچش که , گذاشت رو چیشاش و بعد گذاشت تو جیبش , چند ساعت بعد دیدم داره شُر کو 2 کل ( تیکه ) میکنه که ببنده دم دس دوقلوهای ددام , دومادمون گفت : ننه چه میکنی ؟؟؟ گفت : بچه ام عبدو , یه شُر سوز کربلایی سیم داده , میخوام ببندم دم دس بچه ها که کسی چیش شون نزنه . راس شدم رفتم پیش ننه ام گفتم : ننه فدات واوم شوخی کردم ها , ای شُر کربلا نی ها , ای شُر موسویه . اوقاتش تهل واوی و شروع که به فحش دادن : ای تو گور بوات وردتنگیدم , پدرسگ , برو گم واو نمی خوام شکل نحست ببینم , مو هم گفتم ای بچه کو آدم شده , نگو که نغل تر از گذشته اش واویده , مو نمیفهمم کمو بدبختی سی ای میخا بگو بواا ؟؟؟؟ کمو آدم احمقی میخا سی ای دختر بده ؟؟؟ مو گله م هم دس ای چپل نمیدم .
رفتم ماچش کردم و گفتم ننه معذرت میخام , نمی خواستم ناراحتت کنم , حالا که ای طوری شد میگردم یه پیرمرد خوبی سیت پیدا میکنم تو فامیل .
ماچشم که و گفت : قربون بچه ی خوبوم واوم , درد و بلات بخوره تو سرم که نفرینت کردم , ایشالله که تف تهلی ری زمین نندازی ننه , ایشالله که خدا همیشه پات بو . گفتم : چنن ؟؟؟ حرف شوهر واوید دلت خش شو , بیل اول تا ای دخترهای ترشیده ی فامیل که بوشون از 100 فرسخی میاد بندازم به یه بنده ی خدایی بعدش یه فکری سی توهم میکنم .
مندو خانم
سه شنبه دهم شهریور 1388مندو : اومدی بوا ؟؟؟ سی مو اوو میوه خریدی ؟؟؟
بوا : علیکم سلام بوا . ها سیت خریدم . رانی هلو نداشت , گو : بخاطر استفاده ی بی رویه ی هلو , تو ایران قعطیش اومده , سیت رانی پرتغال خریدم . کجا هسی مندو ؟؟؟
مندو : پشت میز توالت , بیو اینجا بوا .
بوا : مستراح ما خو میز نداشت !!! همی طوری خومونی می نشستیم . هااااااااا , حالا یادم اومد , همو میزی که تازه خریدیه وو اوینه داره . واخ واخ واخ واخ , چه میکنی بوا ؟؟؟ چه خاکی تو سر خوت میریزی ؟؟؟ سیچه ابروت ورمیداری ؟؟؟؟ ای کارا چنه میکنی تو ؟؟؟ یدفعه گلوپات ( گونه ) هم ای دوای سرخو بزن , چیشات هم سرمه ی مشتی بکش , پشت چیشات هم سایه سفید کمرنگی بکش , بگو تا دیت صورتت هم یه بند خشی بندازه , روسری سوزی هم سرت کن , اصلا بگو تا مشتی پیل جمع کنم بریم دکتر , هاااااااااااااان , هم خوت راحت کن هم مو . تو که آبرو سی مو نذاشتی خو ![]()
![]()
.
مندو : بوا بروز باشا , باید خوت up to date کنی . مگه روزنامه نخووندی ؟؟؟؟ ![]()
بوا : مو همو آپ تو دی ت میکنم . سر دیت حنا بذاروم , هم شو یادش رفته بی , خوو مونده بی , نزاده بی تونه پدرسگ رو . دوباره رفتی روزنامه خریدی تو ؟؟؟ مگه پیلت زیادی کرده که میری 4 تا برگه میخری 1000 تومن ؟؟؟ خارج هم هسی که مشتی روزنامه سیت میدن , قده یه دفتر 100 برگی , کلا میشه یک تومن خوشون . مثل دیروز رفتم یه روزنامه ورزشی خریدم , 6 برگ , 1200 تومن , 2 تا برگش هم تبلیغ پوشاک بچه بی و لوله باز توالت , مو نمیفهموم ای تبلیغ ها چه ربطی به ورزش داره ؟؟؟؟؟ حالا آقای بروز شده , تو روزنامه چه نوشته بی ؟؟؟
مندو : همی کارا میکنی که دخترا سیلت نمیکنن نه چیششششششششش . نوشته بی :
محققان گفته اند دخترهایی که به مدارس دخترانه می روند به پسرهایی بیشتر جذب می شوند که چهره ای زنانه داشته باشند. بنا به تحقیقی که توسط دانشگاه سنت اندروز در اسکاتلند انجام گرفته است دانش آموزان دختر در مدارس دخترانه در مقایسه با آنهایی که به مدارس مختلط می روند، به طور چشمگیری چهره هایی را ترجیح می دهند که مشخصه های زنانه داشته باشند، چه فرد دختر باشد چه پسر.
بوا : والا قبلا دخترا سیل میکردن بچه ی کو چند تا تار سیبیل داره , چقه عرضه داره , وقتی داد مزنه طنین صداش تا کجا میره ولی دختره ی ای زمونه مو نمیفهموم به چنه شما پسرهای سوسول سیل میکنن. , شما که نمی تونین اوو دماغ خوتون بالا بکشین . بوا آدم باید پاک پاکیزه و قشنگ بو ولی نباید ماهیت خوش عوض کنه عزیزم . میگن : زنی گفتن , مردی گفتن , حجبی و حیای گفتن هاااااااااااااااااا
واخ واخ واخ , از بس ای نوارا میلی تو خونه ها مو هم خراب کردی بوا , راس شو راس شو ماهواره ی کو روشن کن ببینیم شوو چه داره .
خوو نبینی بچه
شنبه سی و یکم مرداد 1388گفتم ای روزها که هر کسی و ناکسی خوو ( خواب ) میبینه و بعدش نطقش واز میشه , یا شعر میگه یا داستان پاش میسازه سیچه عبدو از قافله عقب بمونه و یه خوو خاشی ببینه که دلش حال بیاد ولی از شانس نداشته ی عبدو خووشم نه مثل خووی مردمه . ای خوو کو علتش ای خبرکو بید که ظهر همو شو خونده بیدم :
شاهرخ خان که برای تبلیغ یکی از فیلم هایش به آمریکا سفر کرده است، گفت به خاطر این که نامش اسلامی است در فرودگاه نیوآرک، در نزدیکی نیویورک بازداشت شده است. مسوولان اداره گمرک و محافظت مرزی آمریکا با تکذیب بازداشت شاهرخ خان گفته اند که او را به مدت 66 دقیقه برای پرسیدن چند سوال متوقف کرده اند. تیموتی رومر، سفیر ایالات متحده در هند می گوید در پی بررسی این رخداد است. دولت هند از ایالات متحده خواسته است بخاطر بازداشت شاهرخ خان رسما از این کشور و مردمش عذرخواهی کند این رویداد خشم مردم هند را بهمراه داشته است .
حالا خوو چه بید ؟؟؟ :
در حالی که ری صندلی هواپیمای شیکی نشسته م و اصلا هم مهموندارها رو دید نمی زدم , دیدم آقای خلبان تو بلندگو میگه که قدبندهای ( کمربند ) خوتون ببندید که تا چند دقیقه ی دیگه تو فرودگاه ی نیویورک به زمین میشینیم . آقا تیرهای ( چرخ های ) هواپیما به راحتی واز شد وو ما فرود اومدیم . تا در هواپیما واز نشده بید کسی از جاش بلند نشد و حتی کمربند ها هم واز نکردن و برعکس ایران که هنی هواپیما ری هوا داره زور میخوره ولی مسافرها جلدی اونجا را تبدیل به بازار ماهی فروشا میکنند , نبی . وقتی درها واز شد همه قشنگ سر ترتیب و بدونه مین کشی و فحش خواهر مادر پیاده شدیم و اومدیم توی یه سالن شیک و قشنگ که آدم دلش می خواست کف ش لیس بزنه و ایقه قشنگ بید که میشه بگی کمی شباهت داشت به فرودگاه بین المللی بوشهر که یه توالت فرنگی توش نی و مامورهاش مثل مامورهای فرودگاه های ایران با ادب نبیدن و ایقه بی ادب بیدن که هر دقیقه میگفتن خواهش میکنیم بیاین اینجا یا خواهش میکنم ای کارکو انجام بدین , آدم تا چقه میتونه طاقت بیاره در برابر ای همه بی احترامی ها , خلاصه امدیم سر صف ایستادیم تا پاسپورتامون مهر بزنن وقتی نویت عبدوی بخت برگشته رسید , مامور بی ادب کو گفت : آقا عبدو خواش میکنم با مو بیو تو دفتر حراست فرودگاه , دلم هزار راه رفت , گفتم چه واویده ؟؟؟ وقتی رفتیم تو دفتر حراست , یه مردی که قدش هم قد خوم بی و وزنش 4 برابر خوم , با یه حالت عصبی سیم گفت از کجا و سیچه اومدیه ؟؟؟ گفتم والا از ایران و سی تفریح اومدمه , گو : خفشو , فکر میکنی مو نمیفهموم که سیچه اومدیه و چه نغل بازی داری ؟ شما مسلمونا همتون مثل هم هسین و هرچی بدبختی تو دنیان زیر سر شماهان .
مو نه میگی , رگ غیرتم شد قد لوله ی پولیکا ی و گفتم , درست حرف بزنا , حواست باشه با کی داری حرف میزنی ها , کاری نکن بگم بچه ی بوشهر پاکی بیان دهنت سرویس کن نا , مثکه مو نشناختی , مونوم عبدو بچه ی باغ زهرا ها . اگه سفیر کشورم بفهمه مو اینجا هسم جلدی میا و ننه جونت به عزات میشونه . ای که چی نی , اگه مردم بوشهر بفهمن یه راهپیمایی چند میلیونی به پا میکنند .
گفت : دهن گشادت میبدی یا بگم ببندنش ؟؟؟ فکرکردی شاهرخ خان هم هسی که ما از خوت و مردم کشورت عذرخواهی کنیم . تو بی صاحبتر از ای حرفها هسی , سفیر شما اینجا شما رو آدم حساب نمیکنه . بعدش هم فکر کردی مو خر هسم نمی فهموم جمعیت مردم بوشهر چقهن ؟؟؟ بوشهری ها اگه ارضه .... . ( حرفش خورد ) . ما باید تحقیق کنیم تو سیچه اومدی اینجا و ای کارکو چند روزی طول میکشه و سی همی باید چند روزی بری زندون .
آقا تا اسم زندون به گوشم خورد زهلم ترکید و گریه ام گرفت و گفتم : نه , نه , نه , زندون نه , هر کاری می خین بکنین , بکنین ولی مو زندون نبرین , بخدا درسته که چند تا پیشنهاد شرم آور داشتم ولی تا حالا ای کارکو نکردم , به جون بوات آبروم نبر , نیل تا کل ِ آبرویی هم که جمع کردمه تو بوشهر از بین بره و مسخره ی بچه خرده بشم . حاضرم همی جا چند روز رو پا ویسکم ولی زندون نرم و زیر لب میخوندم :
خدایا مرا نا دگرگون مکن دلم را چو دریایی از خون مکن (1)
گفت : فویده نداره , ایقه التماس نکو . همکارش صدا زد و گفت ای عبدو بندازین تو زندون تا به پروندش رسیدگی کنیم .
با غاره گفتم : نه , نه , نه , زندون نههههههههههههههههههه . که یکوشهی ( یک هو ) از خوو بیدار شدم , دیدم قلبم مثل تولمبه ( پمپ آب کشاورزی ) میزنه ولی نفهمیدم سیچه تختم خیسه خیس بی .
(1) : از استاد دکتر حمیدی
کامپیوتر
یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388عزیزم , گلم , پسرم , ای همه پشت کامپیوتر نشین بوا کور ویمی هاا . مو نی فهموم ای خارجی ها چه ساختن , انداختن تو جونه ما که از کار و کاسبی مون کردن , هرگهی از در اومد داخول دیدم پشت کامپیوتر نشستی . خدا وکیلی تو درس و مشق نداری بوا ؟؟؟؟ قبلا آتاری داشتی راحتر میتنستم جمعت کنم ایسه دیگه همش تو اینترنت هسی . خدا را شکر که اینترنت ایران مثل خارج نی که سرعتش فیکه بده و همه چی توش دیار بو , اینترنت ایران مثل تنیر دی م با خیمه روشن ویمو و تولوفته گیر هم که سیش نهادن سرعتش بدتر واویده . راستی بوا حواست بوا آهنگ ازش نگیریها , امرو تو اخبار خووندم که یکی خدا تومن جریمه شده سی 2 و 3 تا آهنگ . خبرکو کل ( تیکه ) کردم گذاشتم تو جیبم بیل تا سیت بخوونمش :
قاضي دادگاه پرونده دانلود غيرقانوني موسيقي، جوئل تننباوم متهم را كه دانشجوي كالج بوستون بود به ميزان 675 هزار دلار) 675 میلیون تومان ) جريمه نقدي، بهخاطر دريافت غيرقانوني 30 آهنگ براي او تعيين كرد. اين جريمه يعني به ازاي هر يك از ترانهها، وي 500/22 دلار (چيزي حدود 22 ميليون تومان) جريمه شده است.
مو پیل زیادی ندارم بدم سی تو ها , هرچی آهنگ و فیلم میخیی بگو تا سیت از کلوپ دم خونه مون بخرم , همه چی داره ازmp3 هایده گرفته تا آلبوم آخری icon , از فیلم گوزن ها گرفته تا قسمت 6 lost که هنی تو آمریکا هم نشون ندادنه .
بچه : بوا خین کثیف خوت آلوده نکن , میفتی میمری مو راحت میشومااااا , بیو سیل کن تو کامپیوترم کلی فیلم و آهنگ دارم بعضی فیلم ها هم مخفی کردم تا تو سیلشون نکنی آخه سی سینت بو داره . بوا اینجا ایران ه , دادگاه سی ای چیها تشکیل نمیشه ایقه سرشون شلووغه ای روزها که وقت سر خاروندن ندارن . الحمدالله بوا ایران کشور دمکراتیه و ای چی ها توش آزادن .
حالا تا دی م نومدن در اتاقکو قفل کن بیو تا یه فیلمی سیت بیلم با هم حال کنیم .

